متن های املا برای اوّل ابتدایی
نمونه جملات املایی برای اوّل ابتدایی
در این متن ها از جملات متناسب با پایه ی اوّل بهره گرفته شده است که بنده از وبلاگ دبیرخانه علمی - آموزشی اوّل ابتدایی ( آقای مبارکی ) برداشت کردم. استفاده از این جملات ارزشمند می تواند مکملی برای یادگیری دانش آموزان و مهارت یافتن آن ها، هم در خواندن و هم در نوشتن شود.
- برادرم با اَسب آمد.
- امین در دست نان دارد.
- او به من توت داد.
- بابا از سینی اَنار برمی دارد.
- مداد تراش ستاره شیرنشان بود.
- امروز باران نم نم می بارد.
- در این سبد سیب اَست.
- کریم تاب را با دست بست.
- مادرم شادی را بوسید.
- پروانه با سوزن دامن می دوزد.
- منیژه ستاره ای را در آسمان دید.
- امروز مادربزرگ از مسافرت می آید.
- ژاله آش رشته را دوست دارد.
- این نمکدان نمک ندارد.
- رضا و علی با هم ورزش می کنند.
- نانوا نان را در تنور می پزد.
- آزاده برای خروس دانه می آورد.
- پدر بزرگ ثریـّا در گرگان زندگی می کند.
- امروز آسمان آفتابی نیست.
- کشاورز در شالیزار برنج می کارد.
- پدر جواد کفـّاش است.
- بـزّاز با بنـّا دوست بود.
- آدم برفی نرگس، دیدنی است.
- بلبل به گل سلام کرد.
- عمو بعد از نماز دعا می خواند.
- ورزش بدن را سالم نگه می دارد.
- جلیل قبل از نماز وضو می گیرد.
- بعضی از گل ها تیغ دارند.
- کبوتر در آسمان پرواز می کند.
- مریم اُتاق را جارو می کند.
- مهتاب مثل سارا دختر پاکیزه ای است.
- گنجشک دانه می خورد.
- معصومه از بازار پارچه خرید.
- اُردک در آب شنا می کند.
- خانه ی خرگوش زیر درخت بود.
- من آب چشمه را دوست دارم.
- نجـّار در، پنجره و میز می سازد.
- گل پژمرده، زیبایی ندارد.
- پرچم ایران سه رنگ دارد.
- من خدای مهربان را دوست دارم.
- امروز از لثه ی مریم خون آمد.
- بچـّه ها در روز معلّم از آموزگار خود تشکّر کردند.
- امید دوست دارد داور باشد.
- ایران ما آباد و سرسبز است.
- صدای موج دریا از دور به گوش می رسد.
- نهنگ و کوسه در دریا زندگی می کنند.
- گوسفندان چوپان در چراگاه می چرند.
- فرزانه و فرشته همیشه به گل ها آب می دهند.
- بچـّه ها از مسافرت لذّت می برند.
- هوای خوب و دلپذیر لذّت دارد.
- میوه ی کثیف باعث بیماری می شود.
- مجید با صابون دست و صورت خود را می شوید.
- کشور ایران زیبا است.
- جیر جیرک پرواز را دوست دارد.
- بابا برای مادرم یک چادر خرید.
- این ماشین آژیر ندارد.
- برادرم اَسب سواری می کند.
- منیژه در آبادان سارا را دید.
- سرباز با اَمیر دوست بود.
- شادی با خواهرم به خانه آمد.
- گرما یخ را آب کرد.
- بلبل لانه دارد.
- بابا در مسجد نماز می خواند.
- این گل پژمرده نیست.
- در این سینی پنج اِستکان اَست.
- خرگوش در لانه زندگی می کند.
- رنگ مسواک معصومه آبی اَست.
- نانوا به برادرم سلام کرد.
- مادرم جارو را به ژاله داد.
- به به، بوی کباب می آید.
- داور سوت شروع بازی را زد.
- امام خمینی به ما درس بیداری داد.
- ما عید مبعث را جشن می گیریم.
- پیامبر ما با ظلم و بدی مبارزه می کرد.
- خواهرم آذر به من درس یاد داد.
- منیژه خواهر کریم اَست.
- آموزگار چوپان را به ما نشان داد.
- سرباز دشمن را زد.
- من سیب شیرین را به اَمین دادم.
- بابا برای من یک میز خرید.
- قرآن به ما درس زندگی می دهد.
- کبوتر و بلبل در آسمان پرواز می کنند.
- اَکبر در جنگل یک خرس دید.
- چوپان به ما آب چشمه داد.
- مادرم چادر نماز سفید دارد.
- برادر آموزگار پلیس اَست.
- رنگ جوراب نرگس سبز بود.
- معلّم دانش آموزان را دوست دارد.
- خواهر مجید آموزگار اَست.
- آهو با فیل دوست نیست.
- گربه دشمن موش اَست.
- پدر بزرگ من یک گاو دارد.
- این سماور آب ندارد.
- سارا به نمکدان نمک می ریزد.
- رضا در شب تاریک، فانوس را روشن می کند.
- وطن ما آباد و سرسبز اَست.
- کلاغ و جغد، دو مرغابی را در آسمان دیدند.
- آموزگار خواندن قرآن را به ما یاد داد.
نوگلان ایران اسلامی کوشا باشید – ( احمد مبارکی )
منبع: وبلاگ دبیرخانه علمی- آموزشی اوّل ابتدایی
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ ساعت توسط آموزگار
|
وبلاگ حاضر بیش تر مربوط به مطالب مقطع ابتدایی و به خصوص پایه اوّل می باشد.