ثــروتمند و فقـــیر

روزی بهلول در قبرستان بغداد کله های مرده ها را تکان می داد، گاهی پر از خاک می کرد و سپس خالی می نمود.

شخصی از او پرسید: بهلول! با این سر های مردگان چه می کنی؟

گفت: می خواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمان را از زیر دستان جدا کنم، لکن می بینم همه یکسان هستند.

 

منبع: وبلاگ داستان و حکایت